|
تو نگاهت عشقو ديدم تپش قلبو شنيدم توی جاده های احساس من به عشق تو رسيدم تو كتاب ها عشقو خوندم عكس خورشيد سوزوندم جای خورشيد تو كتاب ها نقش چشماتو نشوندم ..
عشق یعنی موسیقی اسم تو .. ساده اما تا ابد شنیدنی .. یعنی تو که بی بهانه ، بی دلیل .. بهترین دلیل عاشق شدنی ..
عشق معنای قشنگ بودنه زندگی را با تا مل ديدنه
عشق تصويری زاحساس خوشيست عشق پايان زمان نا خوشيست
عشق پلی بين دوقلب آشناست عشق تنديسی قشنگ وپر بهاست
بی تو اما .. عشق بی معناست .. دستهایم تا ابد تنهاست .. آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو .. زیستن یک لحظه هم ، بی جاست .. روح تو ، همسایه دریاست .. دوست دارم همین ، این راز پنهانی .. از نگاه ساکتم پیداست .. عشق من بی هیچ تردیدی بمان با من .. عشق یک مفهوم بی اما ست ..
عشق یعنی فصل پنجم که یه روز .. شکل پاییز و یه روز بهاریه .. گاهی لمس خورشید تابستونه .. یا زمستون چشم انتظاریه ..
میتونم تو لحظههای بیكسيت، واسه تو مرحم تنهايی باشم میتونم با يه بغل ياس سفيد، تو شبات عطر ترانه بپاشم ..
میتونم حتی اگه دلت نخواد، واسه تو روزی هزار بار بميرم ..
میتونم با تو به هر جا برسم، توی خواب اسمتو فرياد بزنم میتونم قصهی ديوونگيمو، توی كوچههای شهر داد بزنم ..
میتونم تا به هميشه پا به پات، توی هر قصه كنارت بمونم میتونم زير پر ستارهها، واست از ليلی ومجنون بخونم ..
میتونه نگاه مهربون تو، منو تا مرز شقايق ببره میتونه قشنگی برق چشات، منو از ياد حقايق ببره ..
میتونه صدای گرم خندههات، همه قصههامو رؤيايی كنه میتونه گرمای مهربونيهات، همه زندگيمو مهتابی كنه ..
میتونه وجود سرد و خستمو، شوق ديدار تو مبتلا كنه میتونه حس غريب بودنت، دردای زندگيمو دوا كنه ..
میتونی توخستگیهای تنت، به من و شونهی من تكيه كنی میتونی با يه نگاه زير چشم، دل كوچيكمو ديوونه كنی ..
میتونن رازقیيای باغچهمون، تا هميشه بوی دستاتو بدن میتونن حتی اگه خودت نگی، واسه من از عشق تو خبربدن ..
walk with me in love عاشقانه همراه من گام بردار
به من از آن بگو what you cannot say to others كه توان گفتنتش را به ديگری نداری Laugh with me بامن بخند even when you feel silly حتی آنگاه كه احساس حماقت ميكنی Cry with me بامن گريه كن when you are most upset آنگاه كه در اوج پريشانی هستی Share with me all the beautiful things in life تمام زيباييهای زندگی را بامن شريك باش Fight with me در كنار من against all the ugly things in life با تمام زشتی های زندگی ستيز كن Create with dreams to follow me با من روياهايی را بيافرين تا به دنبال آنها برويم Have fun with in whatever we do me در شادی هرچه ميكنم شريك باش Work with me towards common goals برای رسيدن به آرزوهایمان ياری ام كن ..Walk with me throughout life بيا باهم گام برداريم در تمام زندگی ..…
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 10:37 توسط امیر |
هر كی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت .. هیچ ادایی جای اون نازو اداتو نگرفت .. پیش هر نقاشی رفتم تو رو نقاشی كنه ، روی هر بومی زدم رنگ چشاتو نگرفت .. بهترین لحظه، لحظه ایست كه فكر كنی فراموشت كردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بیاد كه توش نوشته میمیرم برات !
قلب مهربانت مثلثی را می ماند .. در دریای عشق .. مرا در خود كشیدی برمودای من ..
آسمونتم ، می تونی همیشه بارونو تو چشمام ببینی .. زمین مال زمین خوارها ،فضا مال فضا پیماها ، فقط تو مال من ..
يك قطره اشك می اندازم تو دريا .. تا زمانى كه پيداش كنى دوستت دارم .. اگه پيدا كردی اون وقت تو رو فراموش می كنم ..
Promises of love I promise you my love For today and tomorrow as much happiness as I can give you I promise I promise not to doubt or mistrust you But to grow and add to your life Of content Knowing thattomorrow ill love you morethan I do today
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 22:23 توسط امیر |
اينو بدون که قلبم توی دستت اسيره .. اشک غم رو گونه هام مثل چشمه ای روونه .. ميخوام بدون عشقت ديگه دنيا نباشه .. نزار بی تو بمونم دلم از تو جدا شه .. توی سکوت غم ها به ياد تو بخونم .. با تو هر جا باشم ديگه غمی ندارم .. قصه ی بودنت رو برام از نو بخونی ..
يادت در ذهنم .. عشقت در قلبم .. و عطر مهربانيت در تمام وجودمه .. عزيزم محبت را در پاکی نگاهت .. صداقت را در وجود مهربانت معنی کردم .. و بدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودنه ..
وقتی ميای صدای پات .. از همه جاده ها مياد .. انگار نه از يه شهر دور .. كه از همه دنيا مياد .. تا وقتی كه در وا ميشه .. لحظه ديدن می رسه .. هر چي كه جاده س رو زمين .. به سينه من می رسه ..
بی تو ميگيره نفسم .. اگه تورو داشته باشم .. به هر چی می خوام می رسم .. قلبمو واسه كی تكرار بكنم .. گلهای خواب آلوده رو .. واسه كی بيدار بكنم .. مگه تن من می تونه .. بدون تو زنده باشه ؟
غبار پيراهن تو .. عمر دوباره منه .. ديدن و بوييدن تو .. نه من تورو واسه خودم .. نه از سر هوس می خوام .. عمر دوباره منی .. تو رو واسه نفس می خوام ..
..I promise you my love For today and tomorrow
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387 19:17 توسط امیر |
هرجا بودی يادت نره يه عاشقی به يادته دو چشم منتظر به در هميشه چشم به راهته هرجا بودی يادت نره يه بيت جا مونده داری يه هنجره پر از غزل تو غيبتت تو ساکته تو ای عزيز هرجا بودی طنين اين صدا بودی برای زنده بودنم نفس بودی هوا بودی قدم قدم تو جاده ها دليل رفتنم شدی تو خود تنم شدی حتی اگه جدا بودی هرجا بودی يادت نره يه عاشقی به يادته دو چشم منتظر به در هميشه چشم به راهته فقط خيال ناز توست که اين سکوت رو می شکنه .. صدف های رنگين خيال را می کاوم ، شايد مرواريد رويای تو را در آن يابم .. اگه يکی رو ديدی وقتی داری رد می شی .. برمی گرده و نگات می کنه..بدون براش مهمی .. اگه يکی رو ديدی وقتی داری می افتی .. با عجله به سمتت می ياد بدون براش عزيزی .. اگه يکی رو ديدی وقتی داری می خندی .. نگات می کنه بدون براش قشنگی .. اگه يکی رو ديدی وقتی داری گريه می کنی .. باهات اشک می ريزه بدون دوست داره.. نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم .. + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 19:50 توسط امیر |
وقتی سرت رو شونمه .. درد و بلات تو جونمه ..
جون به جونم اگه کنند .. خاطرخواهی تو خونمه ..
دلم می خواد باهات باشم .. رفيق پا به پات باشم ..
سايه به سايه، دم به دم .. بميرم و فدات بشم ..
تصدق رنگ چشمهات .. نخواب بذار نگات کنم ..
هر چی دارم فدات کنم .. ستاره بارونت کنم .. جونم رو قربونت کنم ..
هر روز تا غروب میشه دل برات بی تاب میشه .. باز نگاه شیرینت مثل یه سراب میشه ..
میگذری از پیش روم نشه سیر نگات کنم ..
مثل مهتاب می مونی توشبای تار دل .. مثل مرهم می مونی واسه حال زاردل ..
تو سکوتو خلوتم تو دلم جا می گیری ..
تو کجایی که دلم واسه تو پر میزنه .. درپی ردی ازت به هر جا سرمیزنه ..
همه دنيام مال تو همه غمهات مال من .. همه رويام مال تو همه دردات مال من ..
وقتی شادی گم ميشه تو نگاه ناز تو .. باز سكوت مهری ميشه رو لبای باز تو ..
و قتی بی روح نگا ت يا نمی خنده لبات .. می سوزم در تب تو دو ست دارم بشم فدات ..
همه دنيای منی همه رويای منی .. تو شبای بی کسيم ماه بيتای منی ..
تو گل ياس منی همه احساس منی .. گو هر وجودمی تو تک الماس منی ..
Immature love says: "I love you because I need you" Mature love says "I need you because I love you"
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387 17:53 توسط امیر |
عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی .. دوست خواهم داشت بی آنکه بگويم .. درد دل خواهم گفت بی هيچ کلامی .. گوش خواهم داد بی هيچ سخنی .. در آغوشت خواهم گريست بی آنکه حس کنی .. در تو ذوب خواهم شد بی هيچ حرارتی .. اينگونه شايد احساسم نميرد .. برای تو می نویسم برای تو مینویسم .. از عمق احساسم مینویسم .. تا شاید بدانی که طپش قلبم در سینه .. به خاطر توست . برای تو مینویسم .. که بدانی تو بودی آن یگانه عشقی .. که در لا به لای خرابه های قلبم لانه گزید .. و از آنها گلستانی جاودانه ساخت . برای تو مینویسم .. تا بدانی دوری ات برای من .. مثل دوری ماهی از آب است و دوری کبوتر از آسمان .. برای تو مینویسم .. اینک .. از عمق وجودم .. با فریادی خاموش .. که در لابه لای هیاهوی عشقت گم شده است . برای تو مینویسم .. تا بدانی .. دوست دارم . مینويسم برای تو تا بدونی ميشم فدای تو ذره ذره دارم آب ميشم از نبود تو كجايی كه میخوام بشم فدای تو می نویسم برای تو وقتی به يادت تا سحر ميخونم ، ميميرم .. بدون تو دنيا برام زندونه ، ميميرم .. يه روز کنج اين زندون ويرونه ، ميميرم .. هر جا ميرم چشمای تو پيش رومه .. روی تو چون آيينه ای پيش رومه .. می پيچه تو خاطر من عطر خوبت .. با تو بودن تا به ابد آرزومه ..
نفس من با تو زندگی می سازه .. تو منو دعوت کن به شهر چشمات .. تو منو دعوت کن به روشنايی ها .. از تموم غمها دلو رها کن .. هر جا ميرم چشمای تو پيش رومه .. با تو بودن تا به ابد آرزوم .. I promise you my love For today and tomorrow
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 19:3 توسط امیر |
من ميخوام دست تو رو ياس کنم من ميخوام گرميتو احساس کنم من ميخوام ياد تو رو ناز کنم تو با من باشی و پرواز کنم من ميخوام اسمتو تکثير کنم خودمو از عشق تو سير کنم در غياب تو غريبانه فراغت می كشم .. بر گذشت لحظه ها طرحی ز طاقت می كشم .. چشمهايم را نگاه تو ضمانت می كند .. گرمی دست مرادستت حمايت می كند .. دل چون كودكی بی تو لجاجت می كند .. با تنفس در هوای تو هنوزم قانعم .. ابتلای سينه را اينگونه از غم مانعم .. من تو را با التهاب سينه ام فهميده ام .. ساده گويم خويش را با بودنت سنجيده ام .. تو اگه پرنده باشی چشای من آسمونه راز پر کشيدنت رو کسی جز من نميدونه با صدای ساز خسته تر کنم گلوی آواز بيا تا آخر دنيا بشينيم و پر نگيريم
چشماتو ..... واسه زندگی اسمتو ..... واسه دلخوشی دلتو ..... واسه عاشقی صداتو ..... واسه شادابی پاهاتو ..... واسه همراهی خیالتو ..... واسه پرواز خودتو ..... واسه پرستش می خواهم ... نم نم بارون چشام گواه عشقه پاکمه هم نفسه قسمت من دوست دارم يه عالمه قشنگ ترين خاطره ها با تو و از تو گفتنه آرامش وجود من صدای تو شنُفتنه ..
زيبايی چشات هنوز افسونم ميکنه .. کنارم نيستی ولی چشات در چشام نقش بسته .. بوی نفسات هنوز مستم ميکنه .. کنارم نيستی ولی با نفسات گرم ميشم .. صدات هنوز از خود بی خودم ميکنه .. کنارم نيستی ولی جز صدات نميشنوم .. تو کنارم نيستی اما من چيزی جز تو ندارم .. آنکه چشمان تو را اینهمه زیبا می کرد کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد ... ای نگاهت رونق فردای من در تو معنا می شود دنيای من ای كلامت بهترين اثبات عشق با تو ماندن آرزوی رويای من .. به او بگویيد دوسش دارم .. به او که تنش بوی گلهای سرخ را ميدهد .. به او که با جادوی کلامش زيباترين لغات را شناختم .. به او که لحن صدايش دلپذيرترين آهنگه .. به او که نگاهش به گرمييه آفتاب .. و لبانش به سرخيه شقايق .. و دلش به زلالييه بارونه ..
به او که صدای پايش را ميشنوم .. به او که لحن کلامش را ميشناسم .. به او که عمق نگاهش را ميفهمم .. به او که ..
به او بگوييد دوسش دارم .. به او که گل هميشه بهارمنه .. به او که قشنگترين بهانه برای بودن منه .. وبه او که عشق جاودانه منه ..
تو از متن کدوم روءيا رسيدی که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد نگاه من پر از رنگين کمون شد صدام کردی صدام کردی دوباره از اندوه گل و اشک ستار ..
عاشقونه
اگه میبینی حال خودم نیستم و در خود شکسته ام بدان که عاشقم ..
اگه میبینی ساکتم ، آرامم و بی خیال بدان که عاشقم ..
اگه میبینی همیشه حال و هوایم ابری و چشمانم بارانیست بدان که عاشقم ..
اگه میبینی همیشه سر به زیرم ، همیشه در فکر فرو رفتم بدان که عاشقم ..
اگه میبینی گل های باغچه را یکی یکی می چینم و دسته میکنم و با لبی خندان ترانه زندگی را میخوانم بدان که عاشقم ..
اگه روزی دیدی دیگر در این دنیا نیستم بدان که .. بدان که از عشق تو مرده ام ..
Immature love says: "I love you because I need you" Mature love says "I need you because I love you"
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387 0:27 توسط امیر |
چه زيباست عاشقانه ها را برای تو سرودن .. بدون تو چه محال و نا ممکنه زندگی .. چه زيباست بيقراری برای لحظه ی آمدن و بوئيدنت .. برای با تو بودن و با تو ماندن .. برای با هم يکی شدن .. دوست دارم نه بخاطرحسی که درمن زنده کردی .. بخاطرحسی که با تو بودن رابرايم خاطره انگيز ميکند .. سادگی را از آب به ارث برده ای .. و سخاوت را از آفتاب .. مهربانيت به باران می بارد .. و شاديت به چشمک زدن ستاره ها .. و وجودت زايش همه ی دوست داشتنی هاست ..
به که گويم که تو منزلگه چشمان منی به که گويم تو نوازشگر دستان منی ..
به که گويم که تو آهنگ دل و جان منی ..
وقتیکه عاشق چشمات شدم تازه فهمیدم که زیبایی چیست ..
وقتیکه تو را در قلب کوچکم جای دادم تازه صدای ضربان قلبم را شنیدم ..
وقتیکه دست در دستان تو نهادم تازه معنای گرمی را درک کردم ..
لحظه ها و ثانیه هایی را که با تو سپری می کنم بیشتر پی به معنای زندگی می برم ..
هنگامی که به یاد تو هستم می فهمم آرامش چیست ..
و هرگاه به جدایی می اندیشم کنار خود سایه مرگ را می بینم ..
Immature love says: "I love you because I need you" Mature love says "I need you because I love you"
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387 21:45 توسط امیر |
وقتی تو نیستی وقتی تو نيستی .. اسمت همشه رو لبامه .. يادت تو ذهنمه .. عشقت تو قلبمه ..
وقتی تو نيستی ..
هجوم غبار غم چشمانم را چنان می آزارد ..
که تنها ميخواهم آنها را ببندم و به رويا مهمان شوم ..
وقتی تو نيستی ..
آسمون دلم خيلی ميگیره ..
آخه پرنده ای توش نداره که اوج بگيره ..
وقتی تو نيستی دل می گيره .. وقتی تو نيستی دل ميميره ..
وقتی تو نيستی ..
شبانه ها از اشک و آه لبريزه ..
و دلها از هجوم غمها بی تاب ..
وقتی تو نيستی ..
گم ميشه آفتاب ..
خاکستر ميشه حرير مهتاب ..
از رفتنت من پر ميشم از شب ..
شب دلهره شب اضطراب ..
بی تو هر نفس تکرار ترسه ..
بی تو نه صدا مونده نه آواز ..
نه اشک غزل نه ناله ساز ..
باری اگه هست از جنس کوهه ..
از رنگ خاک و حسرت پرواز ..
, If you live to be a hundred
I want to live to be
, a hundred minus one day
so I never have to live
.. without you
Winnie the Pooh --
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 19:20 توسط امیر |
از تو دوباره من شدم با تو تمام شد خستگيم ..
دوست دارم برای من كلام تازه نيست .. حد عشقت را برايم هيچ چيز اندازه نيست ..
خورشيد تابانم تويی .. عشق پريشانم تويی .. آبی آسمانم تويی .. همدم تنهايی من يار و غمخوارم تويی .. يار هميشگی من عشق و دنيايم تويی .. گر نباشی من نيستم چون که هستی ام تويی ..
عاشقونه
دلم برات تنگ شده ... اما من ... من ميتونم اين دوری رو تحمل كنم ... به فاصله ها فكر نمی كنم ... ميدونی چرا ؟ آخه... جای نگاهت رو نگاهم مونده ... هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم ... رد احساست روی دلم جا مونده ... چشمای بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن ...
چطور بگم تو نيستی ؟؟
برای همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم ... آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه ... هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم ... ديگه نميتونم تحمل كنم ...
دستامو كه بو ميكنم مست ميشم ... مست از عطرت ... اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه ... اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم ... اونوقت ديگه تنها نيستم ...
به اين تنهايی دل بستم ... حالامی دونم كه اين تنهايی خالی نيست ... پر از ياد عشقه ...
True love never dies for it is lust that fades away Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 21:43 توسط امیر |
من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم ..
من عشق را در تو تو را در دل
دل را در موقع تپیدن
وتپیدن را به خاطر تو
دوست دارم ..
من بهار را به خاطر شکوفه هاش
شکوفه هاش را به خاطر زیباییش
و زیباییش را به خاطر تو
دوست دارم ..
منو ببخش چند وقته که عاشق اون نگات شدم ..
منو ببخش اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد ..
منو ببخش اگه شبا بارونی چشام برات ..
منو ببخش اگه برای قلب تو خیلی کمم ..
منو ببخش اگه توی چشای تو زل می زنم ..
منو ببخش اگه شبا همش با یادت می خوابم ..
منو ببخش ولی بدون تا آخرت خرابتم ..
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 22:9 توسط امیر |
عشق لالایی بارون تو شباست .. نم نم بارون پشت شیشه هاست .. لحظه ی شبنم و برگ گل یاس .. لحظه ی رهایی پرنده هاست .. لحظه ی عزیز با تو بودنه .. آخرین پناه موندن منه .. آسمان آبی نگاه تو .. دریایی از عشق است برای غنچه های پژمرده دلم .. و سرزمینی پر از آرامش برای مرغ مینای بیقرار دلم .. در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد .. در کنارت ژرفای آرامش را احساس ميکنم .. و بی تو سيل بی رحم تنهايی مجالم نمی دهد .. نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم .. + نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387 21:0 توسط امیر |
عشق یعنی دستهایم مال توست .. چشمهای خسته ام دنبال توست .. دوستدار هم طرفدار همیم .. هرچه می خواهد دلش آن می کند .. می کشد ما را و کتمان می کند .. طالب پرواز هستم مقصدم چشمان توست .. ياس پرپر گشته ام من مرهمش دستان توست .. حال من خوش می شود با آن لب خندان تو ..
در سكوت می توان نگاه را معنا كرد .. و آن را با عشق به دل پيوند زد .. مي توان بهار را به ديدار برگهای خزان زده برد .. و برای رازقی های اميد از عطر دوست داشتن گفت .. می خواهم سكوت كنم .. و تنها به حرف نگاهت گوش كنم ..
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387 23:56 توسط امیر |
می خواهم امشب با رازقی ها عهد ببندم .. هر وقت دلم هوای تو را كرد .. می خواهم امشب از ماه قول بگيرم .. كه هر وقت دلم برايت تنگ شد .. كه هروقت امواج پر تلاطم يادها .. خواستند قايق احساس مرا بشكنند ..
كه احساس مرا می فهمند و می شنوند پيمان ببندم .. عشقم را سوار بر ضربانهای بی تابی به تو برسانند ..
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387 22:52 توسط امیر |
وقتی كه نگاهم به نگاهت خیره میشه .. دوست دارم زمان بایسته واسه همیشه .. چشامونو ببندیم بریم تا ته رویا .. اونجایی كه هیچ وقت گلی پژمرده نمیشه .. هر چی غم داری از دل نازكت بگیرم .. اگر اشك از چشات جاری بشه برات بمیرم .. سر رو شونه هام بزاری و برات بخونم .. یاد تو و اسم تو باشه ورد زبونم .. ای مهربونم .. بی تو مقصد خیلی دوره .. راه عشقم بی عبوره .. وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه می زنه .. همه غصه های دنیا توی سینه ی منه .. دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمی خوام .. منتظر واسه رسیدنت ,تو بارون می مونم .. منم عاشق ترم انگار وقتی بارون می باره .. اگه که خالیه دستام اگه هیچی ندارم عوضش برای تو یه قلبه دیوونه دارم + نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 21:23 توسط امیر |
تو را به لطافت شبنم صبحگاهی .. که گونه های گل را هر صبح می بوسد .. دوست دارم .. گیسوانت را همچون خوشه های گندم .. که با صلابتی نرم در زمزمه ی موسیقی باد می رقصند .. دوست می دارم .. چشمانت را .. آه از این دو افسونگر چه می توانم بگویم .. گویی خورشید هرمش را درون چشمان تو دمیده .. ماه درخشندگیش را به چشمان تو پیش کش کرده .. دشت سبزیش را برای تو نهاده .. دریاها تمام درخشندگی شان را به اشک چشمان تو داده اند .. تا دو مردمکت به سان دو جزیره ی الماس .. در این دریای بی پایان بدرخشند .. و مرا به سوی خود بخوانند .. آه که تمام طبیعت دست به کار شده اند .. که چشمانت را برای من زیباتر کنند .. تورا ای پری من .. تو را به خاطر تمامی هستی عاشقانه .. دوست می دارم .. نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم .. + نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387 0:5 توسط امیر |
همه چیز با تو ، زیباترینه
زیباترین خاطرات عمرم را تو آفریدی .. زیبا ترین نگاهی که به یاد دارم نگاه توست .. زیبا ترین انتظار ، انتظار شیرین دیدن توست .. زیباترین حسرت ، حسرت سال های بودن بدون توست .. زیباترین احساس ، حس جاودانه عشق ورزیدن به توست .. زیباترین رؤیا ، رؤیای شیرین با تو بودن است .. زیباترین کلمات ، کلماتی است که نثار تو گردد .. زیباترین شب ها ، شب هایی که با تو ویاد تو هستم .. زیبا ترین روزها ، روزهایی است که با اندیشه تو سپری گردد .. زیباترین سکوت ، سکوت عاشقانه ای است که گاه با تو دارم و از هزار فریاد در گلو رساتر است .. زیباترین اعتراف ، اعتراف به مهرورزی جاودانه با توست .. این چنین است که با تو زیباترین ها را تجربه می کنم .. اگه که خالیه دستام اگه هیچی ندارم عوضش برای تو یه قلبه دیوونه دارم + نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387 22:43 توسط امیر |
وقتیکه عاشق چشمات شدم تازه فهمیدم که زیبایی چیست .. وقتیکه تو را در قلب کوچکم جای دادم تازه صدای ضربان قلبم را شنیدم .. وقتیکه دست در دستان تو نهادم تازه معنای گرمی را درک کردم .. لحظه ها و ثانیه هایی را که با تو سپری می کنم بیشتر پی به معنای زندگی می برم .. هنگامی که به یاد تو هستم می فهمم آرامش چیست .. و هرگاه به جدایی می اندیشم کنار خود سایه مرگ را می بینم .. اگه يادت کنم ديوانه میشم .. فراموشت کنم بيگانه میشم .. نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم .. + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 22:6 توسط امیر |
منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگيرم در چشمانت خيره شوم .. دوست دارم را بر لبانم جاری کنم .. منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشينم سر رو شانه هايت بگذارم .. از عشق تو ... از داشتن تو ... اشک شوق بريزم .. منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگيرم .. بوسه ای از سر عشق به تو تقديم کنم .. وبا تمام وجود قلبم وعشقم را به تو هديه کنم .. آری من تورا دوست دارم ... من همون جزيره بودم خاکی و صميمی و گرم واسه عشق بازی موجها يه عزيز دردونه بودم پيش چشم خيس موجها يه نگين سبز خالص روی انگشتر دريا تا که يک روز تو رسيدی توی قلبم پا گذاشتی غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی زير رگبار نگاهت دلم انگار زير و رو شد برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد تا نفس کشيدی انگار نفسم بريد تو سينه حس عاشقی همينه .... اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی لحظه های بی تو بودن ميگذره اما به سختی و کس هـم کـه عشق را يـافـت زنگی اش را ازدست داد .. بـا عشق می توان دنيـا رو بـه انـدازه يک نفر کوچک کـرد .. بـا عشق مـی تـوان يک نفر رو بـه اندازه دنيا بزرگ کرد .. عشق با درد هـمـراه است، چون دگرگون می کند .. عشق واقعی تنـهايی را به يگانگی مبدل می کند .. اگه که خالیه دستام اگه هیچی ندارم عوضش برای تو یه قلبه دیوونه دارم + نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 21:12 توسط امیر |
دوست دارم چون تنها ترين فکر تنهايی منی .. دوست دارم چون زيباترين لحظات زندگی منی .. دوست دارم چون زيباترين رويای خواب منی .. دوست دارم چون زيباترين خاطرات منی .. دوست دارم چون به يک نگاه ، عشق منی ..
ميشه از عشق تو گفت .. ميشه از عشق تو مرد .. و ديگه از دست همه راحت شد .. آره از عشق تو ديونگی هم عالمی داره ...
صداقت تو مثل موج، چشمای تو يه همزبون .. فقط برای من بمون، مثل يه يار مهربون .. از اسمی که صداقتش، ريشه زده تو جون من .. غربت اون نگاه تو مثل خود خود من ..
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 21:40 توسط امیر |
عشق در عالم SmS عشق يعنی اينکه : گاهی وقت ها که واقعا هيچ حرفی برای گفتن نداری ؛ اس . ام .اس خالی می فرستی تا بفهمه به يادش هستی ! چندبار Send می کنی ؛ شايد اونا زودتر برسن ! عشق يعنی اينکه: پشت سر هم به اون تک زنگ می زنی تا اس. ام . اس ها برسن .. عشق يعنی اينکه : هر جايی که يک جمله عاشقانه يا زيبا ديدی ؛ سريع برای اون اس . ام . اس می کنی .. عشق يعنی اينکه : قبض موبايلت فقط مخابرات رو خوشحال می کنه ! ! عشق يعنی اينکه : دو هزار اس . ام . اس در ماه ! ! عشق يعنی اينکه : آخر شعرهای اين و اون اسم خودتو می نويسی ؛ تا به اون بگی که چه قدر عاشقشی ..
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم .. + نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387 21:5 توسط امیر |
عشق در عالم SmS عشق یعنی اینکه : هر اس . ام . اسی بهت می رسه ؛ امیدواری اون باشه .. عشق یعنی اینکه : برای هر کسی می خوای اس . ام . اس بزنی ... اشتباهی برای اون می فرستی ! عشق یعنی اینکه : دنبال یه موضوع می گردی که به اون اس.ام .اس بزنی .. عشق یعنی اینکه : دایم موبایلت رو چک کنی ؛ نکنه از اون اس . ام .اسی رسیده باشه .. عشق یعنی اینکه : همش فکر کنی موبایلت داره تو جیبت می لرزه ولی وقتی نگاه می کنی می بینی خبری نیست ! عشق یعنی اینکه : یک اس .ام .اس رو هم به خط همراه اولش می فرستی ؛ هم به خط ایرانسل ؛ هم به خط تالیا و هم به........... عشق یعنی اینکه : شب هایی که اس . ام .اس نمی زنه ؛ واقعا اعصابت خرد می شه ! نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم .. + نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387 0:54 توسط امیر |
دوست داشتن مثل بازی الکلنگ ميمونه ، اونی که عاشق تره هميشه خودشو مياره پايين تر تا عشقش از بالا بودن لذت ببره .. خواب سبز رازقی باش عاشق هميشگی باش خسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگی باش .. من پر از حرف سکوتم خاليم رو به سقوطم بی تو و آبی عشقت تشنه ام کوير لوتم .. نميخوام آشفته باشم آرزوی خفته باشم تو نـذار آخـر قصه حرفـمو نگفته باشم .. اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ حتماً خبرم کن .. ولی می تونم باهات گريه کنم .. اگه يه روز خواستی در بری حتماً خبرم کن .. اما می تونم باهات بيام ..
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387 22:28 توسط امیر |
پس از آن غروب رفتن اولين طلوع من باش من رسيدم رو به آخر تو بيا شروع من باش ..
شبو از قصه جدا کن چکه کن رو باور من خط بکش رو جای پای گريه های آخر من ..
اسمتو ببخش به لبهام بی تو خاليه نفسهام خط بکش رو باور من زير سايه بون دستام ..
تو را به جای همه ی کسانی که نشناختم دوست دارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیستم دوست دارم
تو را به جای همه ی کسانی که دوست ندارم دوست دارم
با صبوری با منه دلخسته سازش ميکنه ..
With her first hello They'll never be another love another time
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
+ نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387 23:35 توسط امیر |
سفری که بر نگشتم ، گم شدم توی نگاهت .. يه دل ساده ساده کوله بار سفرم بود .. چشم تو مثل يه سايه همه جا همسفرم بود .. تو شدی خون تو رگهام ، من ديگه خودم نبودم .. برای نفس کشيدن ديگه محتاج تو بودم .. وقتی قرار شد من بيقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگيم باشی .. از هر چه قرار غير تو باشه .. خواهم گذشت .. اگر باران بودم آنقدر می باريدم تا غبار غمهايت را بشويم .. اگر ساز بودم زيبا ترين ملودی ها را برايت می نواختم .. اگر پروانه بودم به گردت می چرخيدم .. اما افسوس که نه بارانم نه ساز و نه پروانه ولی ... به اندازه ی تمام دنيا دوست دارم .. Where do I begin to tell the story Of how great a love can be The sweet love story that is older than the sea The simple truth about the love she brings to me نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم .. + نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387 22:9 توسط امیر |
بهترين ترانه رو من از چشای تو ميسازم .. تو قمار زندگيمون تو نباشی من ميبازم .. اگه باشی در کنارم با تو من مالک دنيام .. بی خيال غربت و غم بی خيال نور فردام ..
تنها تويی فرياد من در لحظه های عاشقی ..
if sun forget the warmth... if birds forget the songs if love forget the emotions if heart for get the pumping i wii never forget my best friends
نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم .. تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..
اگه که خالیه دستام اگه هیچی ندارم عوضش برای تو یه قلبه دیوونه دارم
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 21:45 توسط امیر |
آرزوم بی تو محاله .. لحظه هام بی تو سواله .. بی تو مقصد خيلی دوره .. راه عشقم بی عبوره .. من نمی خوام تو خيالم بگمت عاشقت هستم .. دوست دارم كه راستی راستی حس كنم تو رو تو دستم .. قشنگ ترين خاطره ها با تو و از تو گفتنه .. نم نم بارون چشام گواه عشقه پاکمه .. هم نفسه قسمت من دوست دارم يه عالمه .. حال من خيلی عجيبه دوست دارم پيشم بشينی .. من نگاهت کنم و تو تو چشام عشقو ببينی .. اما بعد ديدم که عشقه آخه اندازش زياده ..
اگه که خالیه دستام اگه هیچی ندارم عوضش برای تو یه قلبه دیوونه دارم
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 21:43 توسط امیر |
از تو دوباره من شدم با تو تمام شد خستگیم ... نگاه دریایه تو آبیه روی آتیشم .. تا گل بخنده .. پس هر وقت بارون اومد يادت نره .. بخندی ..
قاصدک داشت از کنارم رد ميشد .. گرفتمش قسمش دادم تا بياد پيشت بهت بگه .. که من خيلی دوست دارم ... حالا بهت گفته يا نه؟؟
وقتی كه نگاهم به نگاهت خیره میشه .. دوست دارم زمان بایسته واسه همیشه .. چشامونو ببندیم بریم تا ته رویا .. اونجایی كه هیچ وقت گلی پژمرده نمیشه .. هر چی غم داری از دل نازكت بگیرم .. اگر اشك از چشات جاری بشه برات بمیرم .. سر رو شونه هام بزاری و برات بخونم .. یاد تو و اسم تو باشه ورد زبونم ..
اگه که خالیه دستام اگه هیچی ندارم عوضش برای تو یه قلبه دیوونه دارم
+ نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387 22:12 توسط امیر |
دلم می خواهد پرواز کنم بر فراز آسمانی که شروع روزهايش ميان پلک های تو بخواب رفته باشد .. که دگر بر شانه ی باد نگريم تو چی؟ تا باران اشکهايش بر شانه ات ببارد ..
كه اسم تو رو لبمه یاد قشنگ لحظه هات همیشه توی قلبمه
كه لحظه هام به پای توست خونه قلبم كوچیكه اما همش به نام توست
از تو برای تو میگم كه بی تو من خواب ندارم تو شب كه رویات با منه خیال مهتاب ندارم
كه بهترین بهونمی اینو به دل دروغ میگم خیال كنه دیوونمی ..
اگه که خالیه دستام اگه هیچی ندارم عوضش برای تو یه قلبه دیوونه دارم
+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387 23:1 توسط امیر |
من اینجا گم شدم فانوس من باش .. رهی طی کرده ام طاووس من باش .. دراین امواج سخت پرتلاطم .. چراغ راه اقیانوس من باش .. آیا عشق شیرینه ؟ بله ..شیرین تر از زندگی ! ! چرا تنهایی ؟ ویژگی عاشقاست ! ! لذت تنهایی چیه ؟ فکر به او و خاطرات او ! ! چرا میری ؟ برای اینکه او رفت ! ! دلت کجاست ؟ پیش او ! ! قلبت کجاست؟ او برده ! ! پس حتما بی رحم بوده ؟ نه .. اصلا ! ! چرا ؟ چون باز هم او را می پرستم ..
در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد ..
در کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم ..
و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد ..
بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمی .. میدونم خوب میدونی تو تارو پودو ریشمی .. تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده من .. چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن .. تو خیالم نبود دوباره عاشقی کنم .. ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم .. نمیدونم چی بگم که باورت شه جونمی .. توی این کابوس درد رویای مهربونمی .. میدونی با تو پرم از شعر و ستاره .. میدونی بی تو لحظه حرمتی نداره .. میدونی در تو این خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره .. وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ میشه باز .. عشق تو تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز .. به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم .. نمیدونم چی میشه بدجوری گوشه گیر میشم .. ممنونم که بچه بازیهامو طاقت میکنی .. هر چقدر بد میشم اما تو نجابت میکنی .. هر کجای دنیا باشم با منی و در منی .. نگران حال و روزم بیشتر از خود منی ..
اگه که خالیه دستام اگه هیچی ندارم عوضش برای تو یه قلبه دیوونه دارم
+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387 22:55 توسط امیر |
|